|
شما چالش
گذر از مقطع
دبيرستان
به دانشگاه
را پشت سر
گذاشتهايد
و در گذراندن
واحدهاي
درسي، يافتن
دوستان
تازه و تجربه
زندگي مستقل
موفق بودهايد.
در حاليكه
تعطيلات
ميتواند
فرصت مناسبي
براي استراحت،
خوردن غذاهاي
خانگي و
ديدار دوستان
قديميباشد،
پس چرا هنوز
براي رفتن
به خانه
ناكارآمد
رفتار ميكنيد؟
آيا
در مدتي
كه دور از
خانه بودهايد
همه دنيا
عوض شده
است؟
آيا اين
امر ممكن
است؟
از
اينكه بازگشت
به خانه
اينقدر
چالش انگيز
است متعجب
نشويد.
شما تغيير
كردهايد،
خودتان
ميدانيد.
اما ممكن
است آمادگي
پذيرش اين
نكته را
نداشته
باشيد كه
پدر و مادرتان
نيز تغيير
كردهاند.
روشن است
كه در چنين
شرايطي
رابطه شما
با آنان
دستخوش
تغيير خواهد
شد. در صورتي
كه آماده
اين تغييرات
باشيد و
اقدامات
جديدي انجام
دادهباشيد،
اين مساله
ميتواند
براي شما
يك تجربه
بزرگ باشد.
اولين
چيزي كه
بسياري
از دانشجويان
جديدالورود
در اولين
تعطيلات
تابستاني
نشان ميدهند،
احساس شوكه
شدن بخاطر
تغييرات
ايجاد شده
ميباشد.
آماده ساختن
و اتخاذ
تدابيري
براي محدود
ساختن اين
احساس اولين
و مهمترين
گام ميباشد.
بسياري
از دانشجويان
وقتي به
زادگاهشان
بر ميگردند
با جمعيت
اندكي در
شهر خود
برخورد
ميكنند.
خوابگاه
و محل تحصيل
آنان ممكن
است جمعيتي
بالغ بر
10000 نفر داشته
باشد كه
همسنشان
باشند. ولي
كل جمعيت
شهر ممكن
است 2000 نفر
باشد. نه
تنها تعداد
جمعيت و
ساكنان
شهر ميتواند
متفاوت
باشد بلكه
هنجارهاي
فرهنگي
نيز ميتواند
متفاوت
باشد.
اين تغييرات
را با آغوش
باز بپذيريد،
هر جا كه
برويد تغييرات
مكاني را
خواهيد
داشت. بعد
از فارغ
التحصيلي
ممكن است
جايي را
براي اقامت
برگزينيد
كه با دانشگاه
بسيار متفاوت
باشد. هر
چه زود ترخودتان
را با اين
تغييرات
وفق دهيد،
موفق تر
عمل خواهيد
كرد. بازگشت
به خانه
اولين قدم
شما در اين
راه خواهد
بود.
ممكن
است مستقل
تر شده باشيد
و ممكن است
بيشتر از
دوره دبيرستان
به خودتان
فكر كنيد.
پدر و مادرتان
ممكن است
براي تغييرات
ايجاد شده
در شما آماده
نباشند
و يا دوست
داشته باشند
مثل سابق
شما به آنها
احتياج
داشته باشيد.
به احتمال
زياد پذيرش
شما براي
آنان بعنوان
يك شخص مستقل
با ديدگاههاي
متفاوت
دشوار است.
بنابراين
به آنان
فرصت دهيد
تا راحتتر
با اين مساله
كنار بيايند
و به آنها
فرصت دهيد
تا از استقلال
شما احساس
اطمينان
كنند و به
باور برسند.
نه
تنها ديدگاههاي
شما عوض
ميشود
بلكه ممكن
است ظاهرتان
نيز فرق
كند. براي
پدر، مادر
و دوستان
قديميتان
اين تغييرات
ميتواند
حيرت انگيز
باشد. در
طول دوره
جديد استقلال،
شما تصميمات
زيادي براي
خودتان
خواهيد
گرفت. تغييرات
ظاهري شما
ممكن است
در زمره
اين تصميمات
باشد. اگرچه
ممكن است
احساستان
همان باشد
ولي بايد
براي عكس
العملهاي
ديگران
آمادگي
داشته باشيد.
گفتگو
ساده ترين
كار و در
عين حال
يكي از مواردي
است كه اغلب
مورد بي
توجهي قرار
ميگيرد.
با پدر و
مادرتان
صحبت كنيد.
آنها بي
نظير عمل
خواهند
كرد. فقط
با يك گفتگوي
ساده ميتوان
از وقوع
بسياري
از مشكلات
جلوگيري
نمود. با
وارد كردن
پدر و مادر
در زندگي
جديدتان
و صحبت در
مورد آن
اين فرايند
را شروع
كنيد. آنان
را با اساتيد،
دوستان
و اهدافتان
آشنا نماييد.
پدر و مادرتان
واقعا به
زندگي شما
علاقه مندند.
اين لحظه
هم ترسناك
و هم مهيج
ميباشد.
شما ميتوانيد
از وحشت
آن بكاهيد
و آشكارا
درباره
آن صحبت
كنيد.
زماني
كه به خانه
بر ميگرديد،
اين احساس
را پيدا
ميكنيد
كه خانهاي
كه در آن
بزرگ شدهايد
بيشتر متعلق
به پدر و
مادرتان
ميباشد.
به تدريج
اين خانه
همان محلي
ميشود
كه شما در
آن زندگي
ميكرديد
و به مدرسه
ميرفتيد.
همان طور
كه خود شما
دوست داريد
دوستانتان
محل زندگي
شما را دوست
داشته باشند
و براي آن
ارزش قائل
شوند،
شما نيز
ميبايست
محل زندگي
پدر و مادرتان
را ارزشمند
و محترم
بشماريد.
با
دوستان
دانشگاهيتان
ارتباط
داشته باشيد.
اجازه ندهيد
روابط دوستانهاي
كه در دانشگاه
داشتهايد
در مدت اقامتتان
در خانه
كمرنگ شود
و فراموش
گردد. با
هم چندين
بار تلفني
ارتباط
برقرار
كنيد و يا
براي همديگر
نامه بفرستيد.
در اين صورت
وقتي براي
شروع سال
تحصيلي
جديد به
دانشكده
مياييد،
دوباره
فعاليتهايتان
را شروع
كرده و از
اين كار
احساس رضايت
خواهيد
داشت.
آيا
فكر ميكنيد
كه عوض شدهايد؟
ممكن است
با دوستان
دبيرستان
هم در ارتباط
باشيد و
آنان را
ببينيد.
آيا آنان
نيز عوض
شده اند؟
برخي از
اين تغييرات
ممكن است
باعث تداوم
برخي از
روابط سابق
شما شود
در حالي
كه ممكن
است حذف
يا كم رنگ
شدن برخي
ديگر را
بدنبال
داشته باشد.
در
دوران دبيرستان
احتمالا
به دوستانتان
و اينكه
نظرشان
نسبت به
شما چه بوده
وابسته
بودهايد.
شايد هدفتان
سازگاري
و همخواني
با آنان
بوده است.
دانشگاه
فرصتي است
براي آموختن
بيشتر در
مورد خودتان،
براي تصميم
گيري مستقلانه
و برتر شمردن
ويژگيهاي
منحصر بفردتان.
براي
دوستان
دوران دبيرستان
ارزش قائل
شويد. آنها
نشان ميدهند
كه چقدر
تغيير كردهايد.
تماستان
را حفظ كنيد.
ولي صرفا
بخاطر قدمت
زياد دوستي
تان بدان
پايبند
نباشيد.
شما متوجه
ميشويد
كه با افرادي
تماس برقرار
ميكنيد
كه قبلاً
با آنان
ارتباطي
نداشتهايد.
دوستي نبايد
باعث عقب
افتادگي
شما شود
بلكه بايد
شما را در
سفر جديدتان
همراهي
نمايد.
موفقيت
تان را بخاطر
سستي و تنبلي
در تعطيلات
تابستاني
از دست ندهيد.
ذهنتان
را با مطالعه
بيشتر فعال
نگه داريد،
روزنامه،
داستان
و موضوعات
تخصصي (مجلات)
مطالعه
كنيد. براي
بازگشت
آمادگي
لازم را
داشته باشيد.
زماني
كه مستقل
زندگي ميكنيد
سريعا پولتان
خرج ميشود
و ممكن است
نتوانيد
به آساني
و به طور
درست سرمايه
تان را اداره
كنيد. در
طول تابستان
راجع به
اين مساله
با پدر و
مادرتان
و يا ديگر
دوستان
با تجربه
گفتگو نماييد.
(بويژه اگر
متحمل قرض
شدهايد.
) اگر سريعا
كمك بگيريد
از وقوع
مشكل در
آينده جلوگيري
ميكنيد.
در صورتيكه
دچار مساله
مالي شدهايد
از پدر و
مادرتان
كمك بگيريد.
ممكن است
در ابتدا
آشفته گردند
اما آنان
دوست ندارند
ببينند
كه شما در
چاله خواهشها
و خواستههايتان
افتادهايد
و قادر به
بيرون آمدن
از آن نيستيد.
اجازه بدهيد
كمكتان
كنند تا
موفق شويد.
بگذاريد
بدانند
كه شما از
اين مساله
درس عبرت
گرفتهايد
و با آنان
در مورد
نحوه اداره
امور مالي
تان طرحي
بريزيد.
تابستان
بهترين
فرصت براي
تفريح و
بيرون رفتن
ميباشد.
ممكن است
در طول ترم
گذشته جنب
و جوشي نداشتهايد.
در طول تابستان
يك برنامه
ورزشي مفرح
براي خودتان
داشته باشيد.
به ياد داشته
باشيد كه
نميتوانيد
يك شبه همه
كارها را
انجام دهيد.
خانواده
تان نيز
نميتوانند،
به آنان
فرصت بدهيد
تا تغييرات
شما را ببينند
و خودشان
را با اين
تغييرات
وفق دهند.
آنها انتظار
موفقيت
و شكست از
شما دارند.
با آنان
صادق باشيد.
همچنين
تجربيات
پدر و مادرتان
را ارزشمند
بدانيد.
در طول اين
ترم يا ترمهاي
گذشته شما
چيزهاي
زيادي ياد
گرفتهايد،
پس تصور
كنيد كه
اندوختههاي
پدر و مادرتان
در طول زندگيشان
چقدر زياد
ميتواند
باشد. علاوه
بر اينها
سعي كنيد
كه از بودن
در خانه
لذت ببريد
و از لحظات
خود بهترين
را بيافرينيد.
سال
تحصيلي
رو به پايان
است، فرا
رسيدن تابستاني
ديگر و فراغت
و آسايشي
كه در راه
است بازنگري
به گذشته
را به ما
يادآور
ميشود.
براستي
اين سال
را چگونه
گذرانديم
! تا چه حد
به اهدافمان
دست يافتيم
و به چه
ميزان از
ارزشها،
اعتقادات
و نگرشهاي
خود سود
برديم.
آيا ما نيز
همراه با
نو به نو
شدن فصلها
و تغيير
روز به روز
هستي تغيير
كرده و رشد
يافتهايم
و اگر آري
تغيير در
چه جهتي؟
در سالي
كه گذشت
چه آموختهايم
و چه اندوختهايم؟
آيا در پاييز
انديشههاي
تيره و خصلتهاي
باز دارنده
را از هستي
خويش تكانده
و از ذهن
خود زدودهايم؟
و در زمستان
آرام و سبكبال
اندوختهاي
براي رويش
نو به جا
نهادهايم؟
آيا با بهار،
بهار شديم؟
وبا تابستان
آفرينشي
ديگر داشته
و به بار
خواهيم
نشست؟
به
نظر ميرسد
براي يافتن
پاسخ براي
اين سوالات
بايد عملكرد
خود را با
آنچه در
صدد انجام
و نيل به
آن بودهايم
مقايسه
كنيم تا
نقاط قوت
و ضعف خود
بر ما آشكار
شود كه تا
چه اندازه
طبق برنامه
پيش رفتهايم؟
چه قسمتهايي
را به فراموشي
سپرده و
احتمالا
در چه بخشهايي
راه خطا
رفته و يا
حتي در جهت
مخالف گام
برداشتهايم؟
آيا اصولا
برنامهاي
براي زندگي
خود داريم؟
بايد
گفت در صورتي
كه اهداف
اصلي خود
را در زندگي
مشخص كرده
و مقصدمان
را به روشني
بشناسيم
يعني بدانيم
كجا ميخواهيم
برويم بهتر
ميتوانيم
دريابيم
كه اكنون
كجا هستيم،
فاصله تا
هدف چقدر
است و تا
چه حد گامهايمان
در آن جهت
است.
هرگاه
عميقا بدانيم
چه چيز برايمان
مهم است
و آن تصوير
را در ذهنمان
ثبيت كنيم
زندگيمان
را در مسير
تغيير و
تحولي واقعي
هدايت كردهايم.
به اين ترتيب
خودمان
را هر روز
به طريقي
اداره ميكنيم
تا آنچه
كه واقعا
برايمان
اهميت دارد
به انجام
برسانيم.
بايد توجه
كرد كه بسيار
آسان ميتوان
به تله فعاليت
و مشغله
زندگي افتاد.
تلاشي هر
چه ساعيانه
تر براي
صعود از
نردبان
ترقي،
اما ناگهان
در مييابيم
كه نردبان
به ديواري
اشتباه
تكيه داده
شده است
و در اين
صورت متاسفانه
هر چه سريعتر
به مكان
نادرست
ميرسيم.
شايد به
ظاهر مشغوليت
زياد داشته
باشيم اما
در واقع
كارآيي
نهايي و
معطوف به
هدف بسيار
اندك است
و بديهي
است در اين
گيرودار
بسته به
ميزان خطا
بودن راهي
كه در آن
قدم برداشتهايم
زمان، انرژي
و سرمايههاي
خود را هدر
خواهيم
داد.
بنابراين
لازم است
ابتدا نقش
خود را بعنوان
فرزند،
دانشجو،
دوست و ساير
نقشهايي
كه در زندگي
داريم مشخص
كرده و مجموع
ارزشها
و روشهاي
رسيدن به
اهداف اصلي
خود را تعيين
نماييم.
به اين ترتيب
چون هدف
ما از قبل
تعيين شده
است در جريان
امور و انتخابهاي
زندگي راحتتر
و سريعتر
ميتوانيم
تصميم گيري
كرده و در
مسير باقي
بمانيم.
در اين صورت
در مواجهه
با فراز
و نشيبهاي
زندگي،
معنايي
پيدا كرده،
تحمل سختيها
آسانتر
و انتخاب
درست انجام
ميشود،
رفتارهاي
ما صرفا
عكس العمل
به شرايط
و عواطف
و افراد
نخواهد
بود. ما
با قدمهاي
محكم به
پيش ميرويم
و وفادار
به ارزشهايمان
باقي ميمانيم.
|