سه لغت مهم كه مي توانيد به شكل يك جمله به خود بگوييد اين است : " بله من مي توانم "

1 -  نظريه‌هاي‌ شناختي‌ ـ عاطفي‌

نظريه‌هاي‌ متعددي‌ در زمينه‌ نقش‌ باورها و عقايد[1] نوجوانان‌ در موردعوارض‌ م‌.ا.م‌ به‌ منزله‌ عاملي‌ براي‌ شروع‌ مصرف‌ مواد مطرح‌ شده‌ است‌. اين‌نظريات‌ بر اين‌ فرضيات‌ استوارند كه‌:

الف‌) اصلي ترين  دليل‌ نوجوانان‌ در مصرف‌ مواد، انتظارات‌ و برداشتهاي‌ آنها درباره‌ مواد مخدر است‌.

ب) ساير عوامل‌ نظير صفات‌ شخصيتي‌ نوجوانان‌ يا ارتباط با همسالاني‌ كه ‌ماده‌ مخدر مصرف‌ مي‌كنند، آثار  خود را بر شناختها، ارزيابيها و تصميمهاي ‌نوجوانان‌ درباره‌ مواد مخدر  به جا   مي گذارند.

از ميان‌ نظريات‌ متفاوت‌ اين‌ ديدگاه‌، نظريه‌ عمل‌ متكي‌ بر استدلال[2]‌(آجزن‌و فيش‌بين[3]‌، 1980، فيش‌بين‌ و آجزن‌، 1975(  و نظريه‌ رفتار طرح‌ريزي‌ شده‌[4] از ساير نظريه‌ها جامع‌تر است‌.

 

نظريه‌ عمل‌ متكي‌ بر استدلال‌

به اعتقاد  فيش‌بين‌ و آجزن‌، شروع مصرف‌آزمايشي  مواد، فقط  توسط  " تصميم‌گيري‌" نوجوانان‌ در شروع‌ رفتارهاي‌ ويژه‌ مواد[5] ، تعيين‌ مي‌شود. درنظريه‌ عمل‌ متكي‌ بر استدلال‌، ارتباط ميان‌ اطلاعات‌ و نگرشها از يك‌ سو ونگرشها و رفتار از سوي‌ ديگر مدنظر است‌. دو فرض‌ ملحوظ در اين‌ نظريه‌عبارتند از:

الف‌) اكثر رفتارهاي‌ انسان‌ تحت‌ كنترل‌ ارادي‌ او قرار دارند  و با توجه‌ كردن‌به‌ نيات‌ )مقاصد)[6] فرد يا از طريق‌ كلام‌ او، قابل‌ پيش‌بيني‌ است‌.

ب‌ (انسانها معمولا معقولانه‌ عمل‌ مي‌كنند و پيش‌ از اجراي‌ عمل‌، اطلاعات‌ و نتايج‌ عمل‌ خود را در نظر مي‌گيرند )مهريار و كاربالو[7]، 1990).دراين‌ ديدگاه‌، "تصميم‌گيري‌ه"  تحت‌تأثير دو متغير شناختي‌ قرار دارد : اول‌ آن‌كه ‌قصد نوجوان‌ براي‌ مصرف‌ مواد، تحت‌تأثير نگرش‌ وي‌ در مورد مصرف‌ مواداست‌; آجزن‌ و فيش‌بين‌ با تكيه‌ بر رويكرد ارزش‌ـ انتظار[8] به‌ نگرشها معتقدندكه‌ نگرشهاي‌ مربوط به‌ مواد مخدر، هم‌ تابع‌ رياضي ‌پي‌آمدهاي  است‌ كه‌ نوجوان‌ از مصرف‌ آزمايشي‌ ماده‌ انتظار دارد(يعني‌ هزينه‌ها ومنفعتها) و هم‌ تابع‌ ارزش‌ عاطفئيي[9] است‌ كه‌ نوجوان‌ براي‌ پي‌آمدهاي‌ رفتارخود قائل‌ مي‌شود. لذا  اگر نوجوان‌، منفعتي‌ كه‌ از مصرف‌ ماده ‌انتظار دارد بيش‌ از هزينه‌ و انرژي‌اي‌ باشد كه‌ بايد صرف‌ كند، نگرش‌ مثبتي‌ به ‌مصرف‌ مواد خواهد داشت‌. دوم‌ آن‌كه‌ قصد نوجوان‌ براي‌ مصرف‌آزمايشي‌ مواد، تحت‌تأثير عقايد و باورهاي‌ او درباره‌ هنجارهاي‌ اجتماعي‌موجود در اين‌ باره است‌. مطابق‌ اين‌ ديدگاه‌، باورهاي نوجوان درباره مصرف مواد ازيكسو به ادارك نوجوان ازاين كه آيا ديگران ‌مي‌خواهند او ماده‌ مخدر مصرف‌ كند برمي گردد و ازسوي ديگر به انگيزه‌هاي‌ نوجوان‌ در پيروي از  (تمايل‌ به‌ راضي‌ ساختن‌ ديگران‌)   انتظارات‌ ديگران‌ در مورد مواد مخدر. در اين‌ صورت‌ اگر نوجوان‌ معتقد باشد، چه درست‌ وچه غلط،  كه‌ دوستان‌ صميمي‌ و اعضاي‌ خانواده‌، مصرف‌آزمايشي‌ مواد را تأييد مي‌كنند، فشار زيادي‌ را در استفاده‌ از مواد در خوداحساس‌ مي‌كند، همچنين‌ اگر او شيوع‌ مصرف‌ آزمايشي‌ مواد را ميان‌ همسالان‌ وبزرگسالان‌ (به‌ طور كلي‌) بيش‌ از آنچه‌ كه‌ هست‌ تخمين‌ بزند، باز هم‌ تحت‌فشار رواني‌ براي‌ مصرف‌ مواد قرار مي‌گيرد.

تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ ميزان  استفاده‌ دانش‌آموزان‌ از برخي‌ مواد نظيركوكائين‌ ، به‌ دنبال‌ افزايش‌ آگاهي‌ آنها از آثار و عواقب‌ احتمالي‌مصرف‌ مواد و عدم‌ تأييد اجتماعي‌ آن‌ ماده، كاهش‌ مي‌يابد. چنانچه‌ ذكر شد دراين‌ ديدگاه‌، تصميم‌گيري‌ فرد در مورد مواد و همچنين‌ نگرشها و باورهاي‌ او،نقش‌ تعيين‌ كننده‌اي‌ در شروع‌ م‌.ا.م‌ دارد با اين‌ حال‌ در چند تحقيق‌ روشن‌ شده‌است‌ كه‌ اين‌ ديدگاه‌ به‌ نقش‌ ساير متغيرها نظير تجربه‌ قبلي‌ مصرف‌ مواد كه‌تأثير مستقيمي‌ بر رفتارهاي‌ ويژه‌ مواد دارد، بي‌توجه‌ بوده‌ است‌. حتي‌ آجزن‌ بعدها (1988 و 1985) خاطرنشان‌ مي‌سازد كه‌ قصد و نيت‌ نوجوان‌ صرفا تحت‌ تأثير نگرشها و باورهاي‌ هنجاري‌ او قرار ندارد  (پترتيس، فلي‌ و ميلر، 1995 ؛ به نقل از طارمیان، 1378) درشكل‌ زير نظريه‌ عمل‌ متكي‌ بر استدلال‌ ترسيم‌ شده‌ است‌.

شكل 2 – نظريه عمل متكي بر استدلال (اقتباس از مهريار و كاربالو ، 1990)

نظريه‌ رفتار طرح‌ريزي‌ شده

اخيرا  آجزن‌ (1988 و 1985)‌ بازنگري‌ مهمي‌ را در نظريه‌ رفتار متكي‌ براستدلال‌ انجام‌ داد و نظريه‌ رفتار طرح‌ريزي‌ شده‌ را مطرح‌