در دنیا تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد

 

2 -  نظريه‌هاي‌ يادگيري‌ اجتماعي‌ مصرف‌ آزمايشي‌ مواد

ساير نظريه‌پردازان‌ توجه‌ خود را از باورهاي‌ ويژه‌ مواد به‌ سوي علت‌ شكل‌گيري‌اين‌ باورها معطوف‌ نمودند. در سال‌ 1939 جامعه‌شناسي‌ به‌ نام‌ ادواردساترلند[1] نظريه‌اي‌ را مطرح‌ كرد كه‌ بر اساس‌ آن‌ رفتارهاي‌ بزهكارانه‌ نظير م‌.ا.م ‌و جرم‌، رفتارهاي‌ اجتماعي‌ آموخته‌ شده‌ در گروههاي‌ كوچك‌ و دوستانه‌ هستند.جامعه‌شناسان‌ بعدي‌ نظير آكرز[2] (1977 (و روانشناسان‌ شناخت‌گرا نظيربندورا (1977)، ضمن‌ تأييد نسبي‌ نظريات‌ ساترلند بيان كردند كه‌نوجوانان‌ باورهاي‌ خود را در مورد رفتارهاي‌ بزهكارانه‌ از الگوهاي‌ نقش‌[3] كسب‌ مي‌كنند خصوصا از دوستان‌ نزديك‌ و والدين. لذا در مقايسه با نظريه‌هاي‌شناختي‌ ـ عاطفي‌، نظريات‌ يادگيري‌ اجتماعي‌، در تبيين‌ م‌.ا.م‌، علاوه‌ بر عوامل‌شناختي‌ و عاطفي‌، عمدتا بر عوامل‌ اجتماعي‌ و بين‌ فردي‌ تكيه‌ مي‌كنند.

 

نظريه‌ يادگيري‌ اجتماعي‌:

همانند نظريات‌ شناختي‌- عاطفي‌، نظريه‌ يادگيري‌ اجتماعي‌ نیز چنين‌ مي‌پنداردكه‌ شناختهاي‌ ويژه‌ مواد مخدر[4] (يعني‌ نگرشهاي‌ فرد در مورد مواد مخدر (قوي‌ترين‌ پيش‌بيني‌ كننده‌ م‌.ا.م در نوجوانان‌ است‌. با اين‌ حال‌ اين‌ ديدگاه‌ بر این  باورنیست كه‌ ريشه‌هاي‌ مصرف‌ آزمايشي‌ مواد، در شناختهاي‌ ويژه‌ مواد است‌ بلكه‌ اززاويه‌ دورتري‌ به‌ اين‌ مسئله‌ مي‌نگرد و معتقد است‌ كه‌ م‌.ا.م ريشه‌ در رفتار ونگرشهاي‌ افرادي‌ دارد كه‌ به‌ منزله‌ الگوي‌ نقش‌ نوجوان‌ هستند ( پتر یتس ، فلي‌ وميلر، 1995( . خصوصا آن‌ كه‌ در نظريه‌ يادگيري‌ اجتماعي‌، تأثيرگذاري‌الگوهاي‌ نقش‌ در نوجوانان‌ درسه‌ مرحله‌ متوالي‌ صورت‌ مي‌گيرد؛ يعني‌ بامشاهده‌ و تقليد رفتارهاي‌ ويژه‌ مواد مخدر شروع‌  شده ، با تقويتهاي‌اجتماعي‌، م‌.ا.م‌ ادامه‌ مي‌يابد(حمايت‌ و ترغيب‌) و با انتظار پي آمدهاي ‌فيزيولوژيك‌ و اجتماعي‌ مثبت‌ در دفعات‌ بعدي‌ م‌.ا.م‌، پايان‌ مي‌يابد. در دوره‌ مصرف‌، پيش‌بيني‌ پي‌آمدهاي‌ م‌.ا.م‌، عمدتا یا ماهيتي‌ اجتماعي‌ دارد(يعني‌ به‌صورت‌ پذيرش‌ از سوي‌ همسالان‌ و يا طرد از سوي‌ آنها  ( و يا ماهيتي‌فيزيولوژيك‌ يعني‌ به‌ صورت‌ واكنشهاي‌ مثبت‌ يا منفي‌ بدني ‌و فيزيولوژيك‌ .( ديدگاه‌ يادگيري‌ اجتماعي‌ همانند ديدگاه‌ شناختي‌- عاطفي‌چنين‌ نتيجه‌ مي‌گيرد كه‌ اگر نوجواني‌ تصور مي‌كند و چنين‌ انتظار دارد كه‌ مصرف‌ مواد فوايد شخصي[5] بيشتري‌ نسبت‌ به‌ پي‌آمدهاي‌ منفي‌ آن‌ به‌ دنبال‌ دارد، درمعرض‌ خطر م‌.ا.م قرار دارد.

 

نظريه‌هاي‌ يادگيري‌ اجتماعي‌- شناختي‌

نظريه‌ يادگيري‌ اجتماعي‌- شناختي‌ بندورا (1986(  وقتي‌ كه‌ در مورد م‌.ا.م‌ به‌ كار مي‌رود، چنين‌ دلالت‌ مي‌كند كه‌ نوجوان‌ باورهاي‌ خود را مورد م‌.ا.م‌ ازالگوهاي‌ نقش‌ خصوصا دوستان‌ نزديك‌ و والدين‌ مصرف‌ كننده‌ مواد مخدر،كسب‌ مي‌كند. در اين‌ ديدگاه‌ فرض‌ بر اين‌ است‌ كه‌ مواجهه‌ و ارتباط با دوستان ‌ووالديني‌ كه‌ مصرف كننده مواد هستند، دو باور ويژه‌  را در فرد شكل‌مي‌دهد كه‌ به‌ م‌.ا.م‌ مي‌انجامد: اول‌ آن‌ كه‌ مشاهده‌ الگوهاي‌ نقشي‌ كه‌ ماده‌ مخدرمصرف‌ مي‌كنند، مستقيما سبب‌ شكل‌گيري‌ انتظار پي‌آمد در نوجوانان‌ مي‌شود كه‌ به‌ معني‌ باور آنها  در مورد آثار بلافاصله‌ اجتماعي‌، شخصي‌ و فيزيولوژيك ‌م‌.ا.م‌ است (مشابه با عامل‌ انتظار در نگرشها كه‌ در ديدگاه‌ رفتار برنامه‌ريزي‌ شده‌ مطرح‌شد . (پس‌ مشاهده‌ والديني‌ كه‌ براي آرام شدن، مشروب الكلي  يا مواد مصرف‌ مي‌كنند و يا مشاهده‌ همسالاني‌ كه‌ براي‌ احساس‌"راحتي‌" در روابط اجتماعي‌ حشيش‌مي‌كشند، باور نوجوان‌ را در مورد عواقب‌ م‌.ا.م و نگرش‌ به‌ م‌.ا.م‌ تعيين‌مي‌كند. اين‌ ديدگاه‌ با افزودن‌ مفهوم‌ خود اثرمندي فراتر از نظريه‌ يادگيري‌اجتماعي‌ مي‌رود. بندورا معتقد است‌ كه‌ الگوهاي‌ نقش‌ مي‌توانند خود اثرمندي ‌استفاده‌ و خود اثرمندي امتناع‌ را به‌ وجود آورند. مثلا مشاهده‌ همسالاني‌ كه‌حشيش‌ مي‌خرند و آن‌ را مي‌كشند، اطلاعات‌ و مهارت‌ لازم‌ را براي‌ به‌ دست‌آوردن‌ و مصرف‌ حشيش‌ به‌ نوجوان‌ مي‌دهد و برعكس‌ مشاهده‌ دوستي‌ كه‌ دربرابر فشار و تعارف‌ همسالان‌ براي‌ مصرف‌ حشيش‌ مقاومت‌ مي‌ كند، مهارتهاي‌امتناع‌ و خود اثرمندي نوجوان را تقويت‌ مي‌كند زيرا توانسته ‌است‌ مهارتهاي‌ ضروري‌ براي ‌پرهيز ازمصرف‌ ماده‌ را بياموزد.

مضافا آن‌ كه‌ نوجوان‌ نبايد لزوما م‌.ا.م را در الگوهاي‌ نقش‌ با نفوذ)مثلادوستان‌ يا والدين‌) مشاهده‌كندتا ميل‌ به‌ مصرف‌ در او تقويت‌ شود. در واقع‌شنيدن‌ اين‌ كه‌ الگوي‌ نقش‌ باعلاقه ‌و لذت‌ از م‌.ا.م و يا مصرف كنندگان مواد مخدر  صحبت‌مي‌كند مي تواند شروع‌ م‌.ا.م‌ را آسانتر نمايد.

لذا علل‌ م‌.ا.م‌  را  مي توان دردو حیطه جستجو كرد :

الف‌(  م‌.ا