|
4-
نظريههايي
كه
بر
ويژگيهاي
دروني
افراد
تأكيد
دارند
نظريات
قبلي
بر
اين
نكته
تأكيد
داشتند
كه
عوامل
و
محيط
اجتماعي
نقش بسزايي
در
م.ا.م
دارند
خصوصا اگر
نوجوان
با
همسالاني
احاطه
شده
باشد
كه ماده
مخدر
مصرف
ميكنند
و
يا
مصرف
آن
را
تشويق
ميكنند
و
جوامع
وخانوادههاي
آنان
به
گونهاي
آنها
را
از
چشم
دور
داشتهاند
كه
نوجوان
دليلي
براي تعهد
به
ارزشها
و
يا
پيوند
با
والدين
در
خود
احساس
نميكند،
بيشتردر
معرض
ابتلا
به
م.ا.م
است
ولي
در
چهار
نظريهاي
كه
به
آنها
اشاره
خواهد
شد، هم
عوامل
و
ويژگيهاي
محيط
اجتماعي
نوجوان
)همسالان،
محله،
خانواده)
و
همويژگيهاي
فردي
نوجوان(عزت
نفس
و
مهارتهاي
مقابلهاي) از
اهميت
بسيارزيادي
برخوردارند.
خصوصا در
اين
چهار
نظريه
فرض
بر
اين
است
كه
در
يكمحيط
اجتماعي
خاص،
نوجوانان
با
يكديگر
از
نظر
پيوند
با
همسالان
مصرفكننده
مواد
و
انگيزههاي
شخصي
براي
مصرف
مواد،
تفاوت
دارند.
نكته
ديگر
آنكه
اكثر
اين
تفاوتها
ريشه
در
صفات
نسبتا
پايدار
شخصيتي،
حالتهاي
عاطفيگذرا
و
مهارتهاي
رفتاري
آنها
دارد.
با
توجه
به
اين
فرض،
اين
نظريات
به
برخياز
نظريات
جامعه
شناختي
اخير
شباهت
دارند.
در
اين
نظريهها
چنين
بحثميشود
كه
نوجوانان
اگر
"تكانشي،
بيتفاوت،
فيزيكي(در
برابر
ذهني)،ماجراجو
و
غيركلامي" باشند
در
معرض
رفتارهاي
خلاف
قانون
قرار
ميگيرند.با
اين
حال
اين
چهار
نظريه
از
اين
بعد
كه
كدام
ويژگي
درون
فردي
)صفات،حالات
و
مهارتها) را
علت
م.ا.م
قلمداد
ميكنند،
با
يكديگر
متفاوتند.
مدل
بوم
شناسي
اجتماعي
به
اعتقاد
كامپر
و
ترنر
(1991،
به
نقل
از
پتريتيس ،
فلي
و
ميلر، 1995)،
بانيان ديدگاه
بومشناسي
اجتماعي،
اساسي
ترين
علت
م.ا.م،
فشار
رواني
(Stress)خصوصا
فشار
رواني
مربوط
به
مدرسه
است
و
نوجواني
كه
مدرسه
را
سخت
وپرفشار
مييابد،
از
فعاليتهاي
مدرسهاي
گريزان
شده
و
همسالان
منحرف
را
بهمنزله
مفري
براي
رهايي
از
فشار
رواني
انتخاب
ميكند
، درعين حال
م.ا.م
نيزتوسط
آنها
تقويت
ميشود.
در
اين
ديدگاه،
خود
اثرمندي
تحصيلي
ضعيف
، مهمترين
علت
فشار
رواني
نوجوان
در
مدرسه
است،
در
نتيجه
مدل
بومشناسياجتماعي
مدعي
است
كه
اگر
نوجوان
در
مورد
مهارتهاي
تحصيلي
خود
دچارترديد
شود
و
مدرسه
را
محيطي
پرفشار
و
نامساعد
درك
كند
ممكن
است
بهمصرف
مواد
مخدر
روي
آورد.
در
مطالعهاي
مقطعي،
اين
دو
محقق
گزارشدادند،
نوجواناني
كه
تصوير
منفي
از
مدرسه
دارند
و
احساس
ميكنند
بهآن
تعلق
ندارند،
بيشتر
به
همسالان
منحرف
و
مصرف
كننده
مواد
روي
ميآورند.
ارزش
اين
ديدگاه
در
اين
است
كه
نقش
محيط
مدرسه
و
ادراك
نوجوان
ازتواناييهاي
تحصيلي
خود
را
برجستهتر
و
قابل
توجهتر
ميكند
و اشاره
به
اين
امر
دارد
كه
م.ا.م
را
ميتوان
با
برنامههايي
كه
مهارت
تحصيلي
دانشآموز
و
احساس
تسلط
او
را
ارتقا
بخشد
و
درعين حال
محيط
را
تقويت
كند،
پيشگيري
نمود.
نظريه
تحقير
خود
به
جاي
تأكيد
بر
خود
اثرمندي
تحصيلي
و
فشار
تحصيلي،
كاپلان (1975)و
همكارانش (1982،
1984؛
به
نقل
ازپتريتيس
،
فلي
و
ميلر، 1995(،
نظريهاي
را مطرح
كردند
كه
در
آن
عزت
نفس
كلي)عمومي)
فرد،
عامل
اصلي
در
معمايم.ا.م
و
پيشگيري
از
آن
است.
در
نظريه
تحقير
خود
فرض
بر
اين
است
كه
اگرنوجوان
بارها
در
معرض
ارزيابيهاي
منفي
و
انتقادات
ديگران
قرار
گيرد،
عزتنفس
او
پايين
ميآيد،
خود
را
تحقير
ميكند
و
در
برخي
از
صفاتاجتماعي
مورد
پذيرش، (مثلا
عملكرد
تحصيلي
(
براي
دفاع
و
حمايت
از
"من"
احساس
عدم
كفايت
مينمايد،
نوجواني
كه
احساس
ميكند
از
سوي
ديگران طرد
شده
است
و
عملكرد
اجتماعي
مورد
قبولي
ندارد
واكنشهايي
را
از
خود
نشانميدهد:
اول
آن
كه
احساس
ميكند
بايد
به
طور
نمادين
در
برابر
معيارها
وارزشهاي
مرسوم
طغيان
|